تبلیغات
خنده آور - جوک های عربی زشت و خفن
تاریخ : 1391/09/26 | 08:42 بعد از ظهر | نویسنده : میلاد پرج

از عربه می پرسن شما از چه سنی ک...رتون رشد می کنه که اینقدر بزرگ میشه ؟
میگه : ما از همون اول 
ک...ریم ! به مرور زمان دست و پا در میاریم !!! 

آبادانی با ماشینش می ره تهران تایر ماشینش پنچر می شه پیشش می شینه می گه آخ جون هوای شهرمون

 

از حجله عربه صدای جیغ میاد بیرون، همه دست میزنند و كل می‌كشند. عربه میاد بیرون و میگه: چه خبرتونه؟ تازه نشونش دادم

عربه میره داروخونه، میگه: ولك یك بسته كاپوت بده. طرف میگه: چه سایزی؟ عربه میگه: من سایز مایز حالیم نیست، یك بسته كاپوت میخوام! خلاصه بعد از یك ربع كلنجار، آخر قرار میشه آقای دكتر یك دست به معاملة طرف بزنه و سازش رو در بیاره، فقط به شرط اینكه روشو اونور كنه تا عربه خجالت نكشه!! خلاصه جناب دكتر معاملة آقا رو میگیره دستش، داد میزنه: پسر یك بسته كاندوم سایز 2 بیار.. نه نه واستا.. یك بسته كاندوم سایز 3 بیار... نه نه..سایز 4.... پسر یك دستمال بیار

عربه نمی دونسته توی حجله چه كار بایدبكنه رو همین حساب عبود یه موبایل بهش میده تا با اون بتونه راهنماییش كنه . خلاصه وقتش كه می رسه عربه زنگ می زنه و می پرسه چه كار كنم ، عبود هم بهش میگه اول لختش كن بعد بیا ازش لب بگیر و بیا پایین تا برسی به سینه . اونجارو كه مالش دادی میای یك وجب پایین تر از ناف یه سوراخی هست درسته ؟ عربه هم میگه آره . میگه حالا اونی رو كه من و تو داریم و خدیجه نداره بكن تو اون سوراخ . عربه هم موبایل رو ور میداره میكنه تو اون سوراخ

عربه سوار تاكسی میشه، میشینه كنار یك دختره آخر تیكه. یك مدت میگذره، برمیگرده به دختره میگه: ببخشید خواهر، یك سوال جنسی داشتم! دختره میگه:خفه شو كثافتِ نكبت! باز یك مدت میگذره، باز عربه میپرسه: ببخشید، میتونم یك سوال جنسی بپرسم؟! دختره میگه: گمشو سوال جنسی رو برو ازون ننة قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گیر میده تا آخر دختره حوصلش سر میره، میگه: بپرس ببینم چه مرگته؟! عربه میگه: شرمنده خواهر، جنس این شلوارتون چیه؟

عربه میره آزمایش خون بده، پرستاره هرچی می‌خواسته با سرنگ خون بكشه، نمی‌تونسته. بالاخره مجبور میشه انگشت سبابه یارو رو سوراخ كنه تا خون بیاد، ولی باز خونی در نمیاد. بالاخره مجبور میشه با دهن یك مك بزنه تا یكم خون بریزه رولام. عربه خیلی خوشش میاد، میگه: ببخشید خانم فردا دوباره شما ازمایش میگیرید؟ پرستار میگه: چطور مگه؟ عربه میگه: آخه فردا من آزمایش ادرار دارم

 

عربه هی میگوزیده، بعدش یك لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك میشه!

 

یه روز مسابقه میزارن هر کی بتونه یه خر و هم بخندونه هم گریه اونو در بیاره!!هیشکی نمیتونه!!!. یه عربه میاد هم می خندوندش هم گریشو در میاره ازش  میپرسن چطوری این کارو کردی؟!! میگه بهش گفتم ماله من از ماله تو  بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در آوردم بهش نشون دادم گریش در اومد!!

 

 به عربه میگن زن رو تشبیه كن، میگه: ولك زن مثل باغچه میمونه... صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره

یه روز یه آبادانی عینك ریبون زده بود اما یه شیشه نداشت بهش میگن این چه عینكیه زدی؟میگه ولك توی تَركم

سه نفر هندی و یك عرب از هواپیما پیاده شده و وارد فرودگاه نیویورك شدند و شروع كردند به پر كردن فرمهای اطلاعات شخصی یكی از سوالات این بود: Sex? (یعنی جنسیت؟) هندی 1: هرگز نداشته‌ام ولی بدم هم نمیاد! هندی 2: فقط یه بار اونم وقتی بچه بودم! هندی 3: انشاءالله بزودی چون دوست دخترم در آمریكاست. مرد عرب هم جواب داد: بله. اینجا بود كه كفر مأمور فرودگاه درآمد و با عصبانیت به مرد عرب گفت: بله یعنی چی!؟ مرد یا زن!؟ آقا عربه با خونسردی گفت: فرقی نمیكنه هر دو جورش رو دوست دارم! 

یه بار از یه عرب می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چكار میكنی ؟ میگه : میفروشم . میرم كویت!!!

 

یه باربه یه آبادانی و اصفهانی وتهرانی می گن كه كی ماهی بزرگ گرفته.اصفهانی میگه من ماهی 18 متری گرفتم. تهرانی میگه19متری.آبادانی میگه10متری.بهش میگن اینكه از همه كوچیكه.میگه:ولك چشاش اینقدره......

 

 

یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم

به یه عربه میگن: بزرگترین آرزوت چیه؟ یارو میگه: تنها آرزوم اینه كه یه روز صبح قبل از آلت تناسلی‌ام از خواب بیدار بشم


عبود و جاسم میرن توالت عمومی ، عبود از این دستشویی میگوزه جاسم از اون دستشویی یك دفعه عبود داد می زنه می گه جاسم اومدی دستشویی یا اومدی با من بحث كنی

 

یه کوسه یه آبادانی رو می خوره میره پیش باقی کوسه ها می گه مو نهنگم!

 

یه آبادانیه داشته تو دریا غرق می شده عینک آفتابیش رو در می یاره می ذاره رو دمپایی ابریش میگه: کـا ! تو خودتو نجات بده فکر من نباش

 

از آبادانی یه می پرسن: (قدس سره) یعنی چه؟آبادانی یه بعد از کلی فکر کردن می گه : یه چیزی توی مایه ی دمت گرم

 

تو بندر عباس مار ماهی میگیرن تو دبی عربه می افته تو دریا

 

آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد می زنه درازش میكنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت كه نشده؟ آبادانیه یك نگاه به سر تا پاش می كنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولك زدی حسابی پی چوندی!

 

چهارتا آبادانی می خواستند از مرز خارج بشن, تصمیم می گیرند پوست گوسفند بپوشند و قاطی گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه ای كه می خواستند از مرز خارج بشن, نیروهای انتظامی فریاد می زنند: آهای اون چهارتا آبادانی بیان بیرون از گله. آنها با تعجب خارج میشن و می‌پرسند شما از كجا فهمیدین كه ما آبادانی هستیم؟ مامورا می‌گن: از اونجایی كه گوسفندها عینك ری بن نمی‌زنند. 

آبادانیه رو برق میگیره، میگه: ولك ولم كن تا ولت كنم!

یه ماره میره تو شرت عربه، میگه: رخصت پهلوون

عربه می بینه رو در یه مطبی زدن داخلی اطفال و غیره . میره تو به دكتره میگه آقای دكتر ،غیره من درد میكنه دكتره می بینه یارو قصد حالگیری داره ،به عربه میگه بخواب معاینت كنم . عربه رو معاینه می كنه میگه تو حامله ای . عربه شاكی میشه میگه آقای دكتر مگه مرد هم حامله میشه دكتر میگه باور نداری برو طبقه بالا بپرس . عربه تا میره طبقه بالا دكتره تا هفت طبقه زنگ میزنه با همكاراش هماهنگ میكنه . خلاصه عربه بعد از رفتن به هر هفت طبقه اعصابش خورد بوده كه جاسم میاد میپرسه عبود چته . عربه هم كه حسابی كلافه بوده میگه بابا تو بچگی یه دفعه دادیم حالا گندش در اومده



عربه میخواسته بره دوبی، موقع تفتیش تو فرودگاه دست مامور گمرگ میخوره به كیرش. یارو اهل بخیه بوده فكر میكنه عربه داره دلار خارج میكنه، میگه بگذار یوخده تیغش بزنیم. یك چشمك به عربه میزنه، میگه: حاج آقا، عرضه؟! عربه میگه: نه ولك، طوله



عربه با دو تا خیار در دست میره توی یك بقالی، میگه:حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. عربه میگه: پس ولك بی زحمت این دوتا رو هم بشور



یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه



عربه میره توالت، تا میاد بشینه یهو یك آروغ اساسی میزنه... پا میشه، میگه: باز برعكس نشستم



عربه میره تو طویله، گاوش شروع میكنه میگه: مــا مــا مــا... عربه میگه: ولك ما بیشتر



عربه دستاشو گذاشته بوده پشت گردنش، داشته میشاشیده. ملت میان میپرسن: بابا این چه وضع شاشیدنه؟! عربه میگه: ولك دكتر گفته چیز سنگین بلند نكنم



آبادانیه میخواسته یك رفیق جدیدشو به باقی رفقا معرفی كنه، رو به رفقاش میكنه، میگه: بچه‌ها... قاسم. بعد رو به قاسم میكنه، میگه: قاسم جان... بچه‌ها



یه بچه عربه ، اول راهنمایی بوده ، میره پیش معلمش ، میگه اجازه بالغ یعنی چی ؟ معلمه كه از اون بی حیاها بوده ، در میاره ، میگه اینو می بینی ؟ وقتی مال تو هم اینقده شد بالغ میشی چند روز بعد ، یكی از دوستای پسره ، میاد پیشش میگه جاسم میدونی بالغ یعنی چی ؟ اونم در میاره ، میگه اینو می بینی ، 10 سانت دیگه كه كوچیك شه ، بالغ میشم 



عربی داشته دوچرخه سواری می كرده و دختری بهش میگه من را هم تا سر خیابون ببر . خلاصه پیاده كه میشه , جای دستت درد نكنه میگه : كونت بسوزه من شورت پام نبود . عربه هم میگه : دوچرخه من هم میله وسط نداشت



آرنولد میره آبادان، همون شب اول آبادانیه تو خیابون بهش گیر میده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خیابون دیدی بهم سلام كن! خلاصه اونقدر خایه‌مالی میكنه، تا آخر آرنولد قبول میكنه. فرداش آبادانیه داشته با دو سه تا از رفیقاش تو خیابون كس‌چرخ میزده، یهو آرنولد میاد میگه: سلام عبود! آبادانیه میگه: اَاه‌ه‌ ... باز این سیریش اومد



یه عربه میره سینما یه فیلم سوپر ببینه از اون جاییكه فیلم سوپر توپ بوده 
ک...ر عربه اینا میره بالا آپاچی سینما عصبانی میشه میگه هی كچل بشین!!! 



رشتیه،تركه ، عربه میرن لب دریا میشینن و شومبولاشونو میندازن تو آب تركه میگه : چه آب خونكیه رشتیه میگه : اووو چقدرم ماهی داره عربه میگه : ها وولك كفِشم نفت خیزه



عربه سر یه چهار راه یكی از رفیقهای قدیمیشو كه پلیس راهنمایی بوده را می بینه . پس از كلی صحبت كردن یارو پلیسه به عربه میگه قربون دستت من یه كاری دارم میرم زود برمیگردم تو جای من وایستا هر ماشینی اومد نگهش دار و ازش گواهینامه بخواه اگه عكسش با خودش مطابقت داشت ولشون كن والا نگهشون دار . خلاصه دو سه نفر میان عربه گواهیشونو میگیره پس از مطابقت ردشون میكنه . نفر آخر كه میاد عربه میگه گواهی . یارو نگاش میكنه هیچی نمیگه . دوباره عربه میگه ولك گفتم گواهی . یارو یه هزاری در میاره میده به عربه . عربه یه نگاه به هزاری میكنه و میگه ببخشید آقای خمینی نشناختمتون

مسابقه بین المللی بچه دار كردن الاغ برگزار میشد عربه هم به نمایندگی ایران در این مسابقه حضور داشت . اولش آمریكایی اومد رفت رو كار الاغه ، الاغه دو تا بچه انداخت بعدش انگلیسیه اومد روكار ، الاغه سه تا بچه انداخت تارسید به عربه . عربه هی زد و زد خودشو جر داد بعد از كلی مكافات الاغه یه بچه انداخت همه تعجب كردن چطور شد عربه همیشه اول بود ایندفعه با كلی مكافات فقط یه بچه انداخت . رفتن نزدیك ببینن دلیلش چیه دیدن عربه شاكی فحش میده مادر …… به من خرنرداده بودن



عربه داشته زن میگرفته، ازش میپرسن: جشن عروسیت رو كجا میگیری؟ میگه: تو یك مدرسه! میگن: آخه چرا مدرسه؟! عربه میگه: ولك آخه خیـلی كلاس داره



عربه میگوزه، هوا شرجی میشه



تركه با عربه قرار بوده زناشون بچه بدنیا بیارن تركه به عربه میگه ما همه خانوادمون كلفت هستیم فقط دوست دارم ببینی بچم چقدر شومبول داره عربه هم میگه عمرا به بچه من برسه اینا داشتن با هم كل كل میكردن كه پرستاره از اتاق عمل میاد بیرونو به تركه میگه مژده مژده خانومتون یه پسر زاییده 1 متر شومبول داره تركه با افتخار یه نگاهی به عربه میكنه در همین لحظه پرستاره میادو به عربه میگه مژده بدین خانومتون یه شومبول زاییده كه یه بچه بهش آویزونه



عربه گلوش پیش یك دختره گیر كرده بوده، منتها دختره هچ رقم با عربه حال نمیكرده و طرف هرچی میومده خواستگاری، دختره هربار یك بهانة تخمی میگیرفته و جواب رد میداده. خلاصه آخر بابای دختره میگه: ببین دخترجان، من دیگه روم نمیشه واسه این بدبخت یك دلیل بیخود سرهم كنم. خودت بشین باهاش صحبت كن، بهش بگو مشكلت چیه. خلاصه دختره و عربه رو میشونن تو یك اتاق، دختره میگه: شوهر من باید پنج تا قصر برام بخره! عربه میگه: چِشم عرب كور، میخره! دختره میگه: شوهر من باید یازده تا بنز آخرین سیستم زیر پام بگذاره. باز عربه میگه: چشم عرب كور، میگذاره! دختره میگه: شوهر من باید از گل نازك‌تر بهم نگه. عربه میگه: چشم عرب كور، نمیگه. خلاصه دختره هرچی میگه، عربه قبول میكنه، آخر دختره شاكی میشه، میگه بگذار یك چیزی بگم كه عمری نتونه، میگه: شوهر من باید معاملش یك متر و سی سانت باشه! عربه خیلی ناراحت میشه، یكم من و من میكنه، آخر سرشو تكون میده، یك آهی میشكه، میگه: چشم عرب كور،اضافیشو میبره!!! 



به عربه میگن زن رو تشبیه كن، میگه: ولك زن مثل باغچه میمونه... صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره



عربه خایه هاش درد میكرده میره دكتر دكتر میگه آقا بكش پایین بینم عربه هم میكشه پایین بعد دكتره میبینه كه شومبول عربه خیلی درازه و جلوی دست و پا رو میگیره و نمیزاره كه دكتره معاینه كنه . خانوم منشی رو صدا میزنه و میگه كه سر شومبول آقا رو بگیر برو اون اتاق تا من كارمو انجام بدم . منشیه هم كه تیكه توپی بوده سر شومبول عربه رو میگیره و میره اتاق بغلی . دكتره داشته معاینه میكرده كه می بینه عربه هی حالی به حالی میشه و رنگ عوض میكنه، میگه آقا چتونه ؟ عربه میگه : من هیچی ولی فكر كنم سر شومبولم داره یه جایی یه ك...س توپ میزنه



آبادانیه میاد تهران پیش رفیقش، یك روز داشتن تو خیابون قدم میزدن، تهرونیه مرام میگذاره، میگه: داداش، بدخواه مدخواه كه نداری؟! آبادانیه هم از سرِ كسخلی یك نگاه اطراف میكنه، یك یارو قلچماقه رو می بینه، میگه: ولك اون بدخواه منه! تهرونیه هم میاد دیگه سر مرام كم نیاره، میره خِرِ یارو رو میگیره و میزنه دهنش رو سرویس میكنه، صد البته یك كتك سیر هم اون وسط میخوره! سه چهار ماه بعد، تهرونیه میره آبادان پیش همون رفیقش، یك روز در حین گردش این بار آبادانیه میاد مرام بگذاره، میگه: ولك، بدخواه كه نداری؟ تهرونیه هم یك نگاه میكنه، اشاره میكنه به یك یارو گردن كلفتِ سبیل از بنا گوش در رفته، میگه اون بدخواه منه. آبادانیه یكم طرف رو نگاه میكنه، میگه: ولك اگه بدخوات اونه كه كـــــــونت پاره ا